پیامدهای اقتصادی لیز تراس

اقتصادی
0 0
Read Time:5 Minute, 42 Second

کشور در حال بازگشت به زندگی عادی تر است. اما آنقدرها هم عادی نخواهد بود. لیز تراس به آن توجه خواهد کرد.

روز جمعه، کواسی کوارتنگ، وزیر دارایی، بسته انرژی اضطراری خود را با یک بودجه کوچک پیگیری خواهد کرد. انتظار می رود که دومی افزایش سهم بیمه ملی را معکوس کند و افزایش برنامه ریزی شده در مالیات شرکت را متوقف کند. همچنین هدف رشد سالانه 2.5 درصدی را تعیین خواهد کرد. آیا باید آن را جدی بگیریم؟ نه و بله. اما، زیرا این ایده که دولت اقتصاد بازار می تواند به یک هدف رشد دست یابد، مضحک است. بله، زیرا این سیاست را هدایت می کند. سوال این است که آیا آن را برای خوب یا بد هدایت می کند؟ شرط من روی دومی است.

نمودار خطی نرخ‌های مالیات بر درآمد بریتانیا (سال‌های مالی منتهی به سال نشان‌داده شده، %) نشان می‌دهد کاهش در نرخ‌های بالای مالیات بر درآمد تکرار نشدنی است.

نه هایک و نه فریدمن یک هدف رشد را اصلا معقول نمی دانستند. یعنی برنامه ریزی هایک به درستی اصرار دارد که ما نه دانش و نه ابزاری برای ارائه آن داریم. که در بریتانیا آزاد شده، که در سال 2012 منتشر شد (دو تا از نویسندگان آن کوارتنگ و تراس بودند)، برزیل به عنوان مدل پیشنهاد شد. ده سال بعد، احمقانه به نظر می رسد.

هدف رشد نه تنها قابل اجرا نیست، بلکه یک خطر است. فرض کنید کوارتنگ به خزانه داری و اداره مسئولیت بودجه می گوید که آنها باید این هدف را در پیش بینی های خود در نظر بگیرند (اگر مجاز به انجام آن باشند). به نظر می رسد او چنین نگرانی هایی را صرفاً «مدیریت گرایی» رد می کند.

شما در حال مشاهده یک عکس فوری از یک گرافیک تعاملی هستید. این به احتمال زیاد به دلیل آفلاین بودن یا غیرفعال بودن جاوا اسکریپت در مرورگر شما است.


بنابراین، اجازه دهید هدف را به یک طرف بگذاریم و سیاست را در نظر بگیریم. خرپا می گوید بحث های اقتصادی در 20 سال گذشته تحت سلطه بحث های مربوط به توزیع بوده است. با این حال، OECD می گوید، بریتانیا بعد از آمریکا بیشترین نابرابری را دارد در توزیع درآمد قابل تصرف خانوارهای همه کشورهای پردرآمد. همچنین سیاست های ریاضتی جورج آزبورن پس از بحران اصلاً به «توزیع» مربوط نمی شد. دیدگاه او در مورد بحث گذشته بریتانیا یک شاه ماهی قرمز است.

در عوض باید بدانیم که 40 سال بعد، تاچریسم یک ایده زامبی است، به دو دلیل متضاد – هم آنچه به دست آمده و چه چیزی که نشده است.

شما در حال مشاهده یک عکس فوری از یک گرافیک تعاملی هستید. این به احتمال زیاد به دلیل آفلاین بودن یا غیرفعال بودن جاوا اسکریپت در مرورگر شما است.


تاچر انجام داد آزادسازی بازارهای کار، محدود کردن اتحادیه‌های کارگری، خصوصی‌سازی صنایع ملی و کاهش نرخ‌های مالیاتی بالا. سیاست‌های او (که شامل ترویج بازار واحد اتحادیه اروپا می‌شد)، و همچنین سیاست‌های دولت‌های بعدی، رقابت را در بازارهای محصول تقویت کرد. به طور کلی، بریتانیا امروز یک کشور کم مالیات است، با استانداردهای سایر اقتصادهای با درآمد بالا. این کشور دارای یک اقتصاد مقررات زدایی است که در آن افراد موفق به خوبی پاداش می گیرند، اما کسانی که عملکرد کمتری دارند مجازات می شوند. چنین اهداف تاچری در آن زمان اکنون به واقعیت تبدیل شده است.

پس تاچر و کسانی که او را دنبال کردند نتوانستند به چه چیزی دست پیدا کنند؟ آنها بزرگترین انحراف در اقتصاد را که استفاده از زمین است، آزاد نکردند. آنها مهارت های جمعیت را تغییر ندادند، زیرا شرایطی که بسیاری از کودکان در آن بزرگ می شوند، سخت تر شده است. آن‌ها نتوانستند نقص‌های حاکمیت شرکتی را برطرف کنند، که هزینه‌ها را علیه سرمایه‌گذاری مغرضانه می‌کرد. آنها به جستجوی ایمنی در حقوق بازنشستگی شرکت ها اجازه دادند تا پرتفوی ها را از عرضه سرمایه ریسک به کسب و کار به مالکیت اوراق قرضه دولتی تغییر دهد. این در واقع این طرح ها را به طرح های پرداختی تحت حمایت دولت تبدیل کرد.

نمودار خطی تشکیل سرمایه ثابت ناخالص واقعی بریتانیا (Q1 1997 = 100) که نشان می دهد سرمایه گذاری تجاری واقعی در زمان رفراندوم برگزیت به اوج خود رسیده است.

در مجموع عملکرد اقتصادی داشته است نه بادوام برای بهتر شدن تغییر شکل داده است. در سال 2019، تولید به ازای هر ساعت کار در بریتانیا، نسبت به فرانسه و آلمان، تقریباً مشابه سال 1979 بود. مهمتر از همه، بهره وری از زمان بحران مالی راکد بوده است. سرمایه گذاری به عنوان سهم از تولید ناخالص داخلی در بین کشورهای بزرگ پردرآمد کمترین است. سرمایه گذاری تجاری از زمان رفراندوم برگزیت در شرایط واقعی زیر اوج خود باقی مانده است. انفجار قبلی بخش مالی تحت “تنظیمات لمسی سبک” کمکی نکرد. ریاضت اقتصادی پس از بحران یا حماقت خود برگزیت نیز چنین نبود. عدم قطعیت به تنهایی برای اعتماد و سرمایه گذاری مضر است

نمودار خطی کل سرمایه‌گذاری، به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی که نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری بریتانیا از سایر کشورهای بزرگ با درآمد بالا عقب است.

این ایده که کاهش بیشتر مالیات و مقررات زدایی (مانند برداشتن سقف پاداش بانکداران) این عملکرد را متحول می کند، یک خیال است. آنچه ساده است قبلا انجام شده است. کاری که باقی می ماند انجام دادن آن سخت است. برای مثال، سرمایه گذاری بالاتر مستلزم پس انداز بالاتر است. اینها از کجا می آیند؟ همچنین پیچیدگی های مرتبط با تغییرات آب و هوا و انرژی وجود دارد. علاوه بر این، شواهد نشان می دهد که هم عملکرد بهتر اقتصادی و هم ثبات سیاسی ممکن است به آن بستگی داشته باشد نابرابری کمترهنوز بیشتر از امروز کشور نیست.

دولت تراس فقط به کاهش مالیات و مقررات زدایی اختصاص ندارد. همچنین به احتمال شکستن اتحادیه اروپا بر سر پروتکل ایرلند شمالی ادامه می دهد که این امر نیز نقضی با ایالات متحده خواهد بود. این امر باعث تضعیف اعتماد به حقانیت بریتانیا، افزایش عدم اطمینان می‌شود، ثابت می‌کند که برگزیت انجام نشده است و نشان می‌دهد که دولت نمی‌تواند با انتخاب‌هایی که در سیاست اصلی خود انجام داده است، زندگی کند. برای اضافه کردن به همه اینها، به نظر می رسد تراس تصمیم دارد با چین نیز جدا شود. به نظر می رسد انگلستان او مصمم به بی دوستی است.

بریتانیا از سال 1979 با بهره وری فرانسوی یا آلمانی برابری نکرده است. نمودار نشان دهنده بهره وری نسبی نیروی کار (GDP در ساعت کار، ٪ بالاتر/زیر سطح بریتانیا) برای ایالات متحده آلمان و فرانسه

علاوه بر این، محافظه‌کاران اکثریت خود را در زمان بوریس جانسون در اجرای برگزیت، تقویت NHS و «تراز کردن» مناطق فقیرتر به دست آوردند. با انجام این کار، آنها ائتلاف جدیدی از حامیان سنتی با رای دهندگان سابق حزب کارگر ایجاد کردند. امروز، برگزیت انجام نشده است، NHS در بحران است و به نظر می رسد ارتقاء سطح در راه فراموشی است. فقط 81000 عضو حزب محافظه کار شخصی را به عنوان نخست وزیر انتخاب کرده اند که حتی اولین انتخاب اعضای منتخب آنها در پارلمان نبوده است. او هیچ اختیاری برای سیاست هایی که می خواهد دنبال کند ندارد. می توان طراحی بهتری برای تشدید بدبینی فراگیر امروزی در مورد سیاست و سیاستمداران را تصور کرد.

از بین بردن اعتماد آسان است، اما بازیابی آن سخت است. به همین دلیل است که نگه داشتن قول مهم است. بریتانیا «زنده‌باز» نیست. در عوض در آبهای خطرناک دریانوردی می کند. آیا کاپیتان جدید و همسر اول حتی می توانند صخره هایی را که پیش رو دارند ببینند؟

[email protected]

با مارتین وولف همراه باشید myFT و در توییتر

Happy
Happy
0 %
Sad
Sad
0 %
Excited
Excited
0 %
Sleepy
Sleepy
0 %
Angry
Angry
0 %
Surprise
Surprise
0 %

Average Rating

5 Star
0%
4 Star
0%
3 Star
0%
2 Star
0%
1 Star
0%

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *