میخائیل گورباچف، رهبر نهایی اتحاد جماهیر شوروی درگذشت

سیاسی
0 0
Read Time:8 Minute, 2 Second

میخائیل سرگیویچ گورباچف ​​در 2 مارس 1931 در یک منطقه کشاورزی به دنیا آمد. او در سال 1955 از دانشگاه دولتی مسکو با مدرک حقوق فارغ التحصیل شد و سپس در حزب کمونیست فعالیت کرد و به سرعت رشد کرد.

او به شدت تحت تأثیر نکوهش یوزف استالین توسط نیکیتا خروشچف و تلاش های او برای بازگرداندن حزب به روزهای اولیه انقلاب، در زمان ولادیمیر لنین قرار گرفت. نیکلای بوخارین، قربانی پاکسازی های استالین، یکی دیگر از قهرمانان او بود.

گورباچف ​​همچنین به دنبال ایده های خود به دنیای بیرون بود. بر اساس کتاب اندرو برشتاین به نام «موزه دموکراسی»، گورباچف ​​در سال 1993 در جریان بازدید از مونتیسلوی توماس جفرسون در ویرجینیا گفت: «او اغلب و در مواقع حساس، به متن دانشگاهی که در آن تسلط داشت و اصول سیاسی جفرسون را بیان می‌کرد، بازمی‌گشت.

رهبری شوروی در گورباچف ​​نوید می دید. ویکتور سبستین در «انقلاب 1989» نوشت: «حزب استعداد او را کشف کرد و او را در آغوش گرفت». حزب او را ساخت – و او یک مؤمن واقعی بود.

سبستین گفت گورباچف ​​یک ویژگی ارزشمند دیگر هم داشت: «اغلب افرادی که گورباچف ​​را ملاقات می‌کردند به هر چیزی که می‌خواستند به او فکر می‌کردند، می‌رفتند.»

در سال 1979، او به عضویت بدون رای دفتر سیاسی درآمد. یک سال بعد، گورباچف ​​به عضویت کامل درآمد.

در مارس 1985، گورباچف ​​به مقام اول در دولت شوروی، دبیر کل کمیته مرکزی حزب کمونیست رسید. ملت به شدت به رهبری نیرومند نیاز داشت، زیرا سه فرمانروای سالخورده (لئونید برژنف، یوری آندروپوف و کنستانتین چرننکو) را در مدت 2 و نیم سال دفن کرد. ارتش آن در افغانستان گرفتار شده بود، مردم آن فقیر و سرکوب شده بودند، و بسیاری از رهبری آن کاملاً فاسد بودند.

دیوید رمنیک در «آرامگاه لنین: آخرین روزهای امپراتوری شوروی» می نویسد: «تراژدی دوران استالین و مسخره دوره برژنف برای گورباچف ​​نشان دهنده شکست ایدئولوژی نبود، بلکه انحراف آن بود.

گورباچف ​​54 ساله بود، در مقایسه با رفقای باهوشش در دفتر سیاسی، یک توله سگ ساده.

کریس سیوییک در کتاب سال کتاب جهانی 1986 نوشت: «بسیاری از ناظران سیاسی، عروج گورباچف ​​را نشانه‌ای می‌دانستند که طبقه حاکم شوروی دیگر نمی‌تواند تنش و عدم اطمینان ناشی از حضور افراد ضعیف و مسن در توپ را تحمل کند.»

گورباچف، همانطور که فیجس نوشت، اولین رهبر شوروی بود که هیچ ارتباطی با جنایات هیولایی استالین نداشت. در واقع، اعضای خانواده گورباچف ​​قربانی پاکسازی های استالین شده بودند. فیگس می‌نویسد: «او صادقانه فکر می‌کرد که انقلاب لنین را می‌توان از طریق تجدید اخلاقی و سیاسی انجام داد.

رهبران آمریکایی شیفته رهبر جدید با علامت مادرزادی شراب بر روی سر او شدند – اما شک داشتند. بر اساس کتاب سبستین، معاون رئیس جمهور جورج اچ دبلیو بوش به ریگان گفت: «او خط شوروی را برای مصرف غربی بهتر بسته بندی خواهد کرد».

کشورهای پیمان ورشو نیز محتاط بودند، به ویژه زمانی که او به آنها گفت که می خواهد روی پای خود بایستند. در آوریل 1986، دولت گورباچف ​​در مورد فاجعه هسته‌ای چرنوبیل حالت تدافعی و مخفیانه داشت و باعث شد بسیاری تصور کنند که همه چیز در مسکو یکسان است.

اما تغییر در حرکت بود.

در ژانویه 1987، گورباچف ​​گفت که می‌خواهد «نقاط خالی» تاریخ پر شود، از جمله بررسی گذشته خونین کشور. او به کمیته مرکزی گفت: «تاریخ را باید دید که چیست. حقیقت جایگزین تبلیغات شد.

رمنیک نوشت: «بازگشت تاریخ به زندگی شخصی، فکری و سیاسی آغاز اصلاحات بزرگ قرن بیستم بود و خواه گورباچف ​​بخواهد یا نه، فروپاشی آخرین امپراتوری روی زمین».

در فوریه 1988، گورباچف ​​خواستار تجدید نظر در نظام سیاسی شوروی شد. انتخابات رقابتی در مارس 1989 برگزار شد، یکی دیگر از چین و چروک های ناخوشایند جدید. او به ملت خود گفت: «به جای مدل سوسیالیسم استالینیستی، ما به جامعه شهروندان آزاد می‌رسیم.»

به نام پرسترویکا و گلاسنوست، اقتصاد غیرمتمرکز شد. اریک بورن در کتاب سال کتاب جهانی 1988 نوشت: «گلاسنوست شروع به پاره کردن پرده‌ای کرده است که بی‌کفایتی و فقدان ابتکار را پنهان می‌کرد. اگرچه KGB هنوز همه را زیر نظر داشت، جامعه شروع به باز شدن کرد.

بسیاری از قربانیان استالین پس از مرگ نامهای خوب خود را بازسازی کردند و مخالفان از جمله برندگان جایزه نوبل آندری ساخاروف و الکساندر سولژنیتسین حقوق خود را بازیافتند. برخی از این ناراضیان سابق فراتر از آن چیزی که گورباچف ​​و اصلاح طلبان دیگر آماده بودند برای تغییر جامعه پیش رفتند. رمنیک نوشت: «روز به روز، مردم اتحاد جماهیر شوروی ذهن خود را توسعه می دادند.

در سطح بین‌المللی، گورباچف ​​و ریگان توانستند یک رابطه سازنده برقرار کنند و پیمان نیروهای هسته‌ای میان‌برد را امضا کنند، توافقی در سال 1987 که سلاح‌های هسته‌ای میان‌برد را حذف کرد. برای اولین بار، پیمان ابرقدرت ها منجر به از بین رفتن هزاران موشک و کلاهک شد.

ریگان در هنگام امضای قرارداد که نشان دهنده شوخی دو رهبر بر سر یک ضرب المثل روسی بود، گفت: “با صبر، عزم و تعهد، این چشم انداز غیرممکن را به واقعیت تبدیل کردیم.” مشکوکان غربی ایمان آوردند.

کالین پاول، مشاور امنیت ملی، بعداً از مذاکرات به یاد آورد: «این تغییر خط شوروی برای خلع سلاح ما نیرنگی نبود. منظور این مرد همان چیزی بود که گفت.

در 15 فوریه 1989، آخرین نیروهای شوروی افغانستان را ترک کردند و به یک اشغال وحشیانه و پرهزینه 10 ساله پایان دادند.

در همین حال، فشار برای تغییر در سراسر کشورهای پیمان ورشو تسریع شد. در 12 ژوئن 1987، در کنار دیوار برلین، ریگان به‌طور به یاد ماندنی چنین خواست: «آقای. گورباچف، این دروازه را باز کن. آقای گورباچف، این دیوار را خراب کنید. اما در این مرحله، موضوع بیشتر این بود که گورباچف ​​از حفظ آن خودداری کند.

گورباچف ​​در دسامبر 1988 در سخنرانی با سازمان ملل متحد فاش کرد که در حال کاهش تعداد ارتش شوروی بوده و همچنین قصد دارد سربازان و تانک ها را از اروپای شرقی بیرون بکشد. او همچنین از “یک خیزش واقعاً انقلابی” در داخل کشورش صحبت کرد. گورباچف ​​در مجمع عمومی گفت: «تجدید ساختار تحت نشان دموکراتیزه شدن، اکنون سیاست، اقتصاد، زندگی معنوی و ایدئولوژی را در بر گرفته است. و از ریگان و وزیر امور خارجه جورج شولتز تمجید کرد.

شولتز سال‌ها بعد در کتاب خود با عنوان «یادگیری از تجربه» نوشت: «به خاطر پول من، خبر واقعی لحن واضحی بود که او بدون اینکه واقعاً بگوید، اعلام کرد که جنگ سرد به پایان رسیده است.»

به زودی مشخص شد که گورباچف ​​منظورش از گفته هایش بوده است – او هیچ قصدی برای حمایت از هیچ رژیم ماهواره ای نداشت. این تنها به شجاعت رهبران مخالف مانند والسا در لهستان و واسلاو هاول در چکسلواکی کمک کرد.

تغییر سریع اتفاق افتاد ابتدا مجارستان مرز خود را با اتریش در می 1989 باز کرد، سپس لهستان انتخابات آزاد برگزار کرد. تغییرات سریع در مجارستان، آلمان شرقی، بلغارستان، چکسلواکی و در نهایت با اکراه و خشونت در رومانی دنبال شد. در حالی که جهان نظاره گر و شگفت زده شده بود، دیوار برلین در نوامبر 1989 فرو ریخت. (ولادیمیر پوتین جوانی که در آلمان شرقی به KGB خدمت می کرد، از تغییر وقایع ناامید شد.)

در عرض چند ماه، غیرقابل تصور به واقعیت تبدیل شده بود، دموکراسی در اروپای شرقی شروع به ظهور کرده بود و جنگ سرد اساساً پایان یافته بود. دلیلی وجود نداشت که فکر کنیم گورباچف ​​از این تحولات ناراضی است. او متعاقباً جایزه صلح نوبل 1990 را دریافت کرد.

این فرض رایج که غرب مجبور به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد و در نتیجه جنگ سرد را برد، اشتباه است. نوشت سفیر سابق جک متلاک جونیور در واشنگتن پست در سال 2014. واقعیت این است که جنگ سرد با مذاکره به نفع هر دو طرف پایان یافت.

گورباچف ​​در سفرهایش به اروپای شرقی به شدت مورد تشویق قرار گرفت. او امیدوار بود که متحدان قدیمی، پس از اصلاحات خود، ملت او را به عنوان یک روح خویشاوند در آغوش بگیرند. آنها نکردند. سبستین نوشت: «گورباچف ​​متوجه نشد که تظاهرکنندگان به عنوان راهی برای اعتراض علیه حاکمان خود، پشت او پنهان شده‌اند.»

در میان این تغییرات آغازین، برخی در اتحاد جماهیر شوروی می خواستند ساعت را به عقب برگردانند. بزرگان ناراضی کرملین برای تضعیف گورباچف ​​با رهبران KGB، ژنرال های ارشد، سلطنت طلبان قدیمی و دیگر عناصر مرتجع متحد شدند. توطئه آنها سپس به سمتی شوم درآمد.

در 18 اوت 1991، گنادی یانایف، معاون رئیس جمهور و یک کمیته اضطراری، با استناد به مشکلات سلامت نامشخص گورباچف، اعلام کردند که قدرت را به دست گرفته اند. یانایف درباره گورباچف ​​گفت: «او در این سال‌ها بسیار خسته شد و برای بهتر شدن نیاز به زمان دارد.

به زودی آشکار شد که این یک کودتای تمام عیار توسط بقایای ساختار قدرت قدیمی بود. گورباچف ​​دور از چشم بود و در خلوتگاه تعطیلاتش در کریمه تحت بازداشت خانگی بود.

توطئه گران – که چهره عمومی آنها یانایف دائماً مست شده بود – روی خشم گسترده عمومی ناشی از روح گلاسنوست حساب نکرده بودند. رئیس جمهور بوریس یلتسین رهبری مقاومت را از طرف گورباچف ​​در مسکو بر عهده داشت و هواداران به طرف یلتسین هجوم آوردند. مردم حاضر به پذیرش روش های قدیمی نبودند.

“این وحشتناک است. خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک پیرزن مو سفید با دست های فرسوده در مسکو، با شنیدن این خبر، روی زمین افتادم.

در عرض 72 ساعت، کودتا از بین رفت. گورباچف ​​در بازگشت در 22 اوت گفت: “این گروه می خواست مردم را به مسیری سوق دهد که کل ملت ما را به یک فاجعه می کشاند.” دولت پس از بیش از 70 سال

Happy
Happy
0 %
Sad
Sad
0 %
Excited
Excited
0 %
Sleepy
Sleepy
0 %
Angry
Angry
0 %
Surprise
Surprise
0 %

Average Rating

5 Star
0%
4 Star
0%
3 Star
0%
2 Star
0%
1 Star
0%

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.